عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

61

رساله افيونيه ( فارسى )

بسيار متأذّى « 1 » مىشوند و به واسطهء هرب از ادويه متشنّج مىگردند و چون ادويه مخصوص به جانبى « 2 » نيست از هر دو جانب كشيده مىشوند و تمدّد حاصل مىشود و يكى از اطلاقات كزاز ، تمدّدى است كه به واسطهء برد مجمّد « 3 » شده باشد و اين دو قسم است : يكى آن است كه برد ، داخلى « 4 » باشد و تمثيل كرده‌اند به آنچه از شرب افيون عارض مىشود ، قسم ديگر آن است كه به واسطهء برودت خارجى باشد و تمثيل كرده‌اند به آنچه از غوص در آب سرد و برف‌ها و بادهاى سرد عارض شود و آن را متمدّد سازد « 5 » و ديگر از اطلاقات كزاز ، تشنّجى « 6 » است كه در عضلات چنبر گردن عارض شود و آن را متمدّد سازد به قدّام يا خلف يا هر دو جانب ، يا يكى از معانى او آن است كه هر « 7 » تمدّدى كه باشد اطلاق كنند و بر هر اطلاقى كه باشد سبب آن ، برودت و يبوست بسيار قوى است كه عصب را بسيار متأذّى « 8 » ساخته و از او تمدّد يا تشنّج حاصل شده ، و آنكه در عضلات چنبر گردن است ، آن قريب به دماغ است « 9 » يا آنكه مراد اطبّاء از كزاز كه افيون محدث آن است ، اطلاق اوّلى است . 3 ) و امّا اينكه بنج محدث صرع است مىتواند بود كه به واسطهء ردائت كيفيّت او باشد ، و كيفيّت رديّه هرگاه كه به دماغ رسد صرع حادث شود ، همچنانچه هرگاه در معده خلطى باشد فاسد ، البتّه احداث صرع كند ، همچنين هر دوايى كه سميّتى دارد چون اثر او به سر و دماغ رسد ، صرع عارض شود . و اين هر دو صرع سهل العلاج است . 4 ) و از جمله مضرّت‌هاى افيون دقّ است . ببايد دانست كه دقّ دو نوع است : حارّ و بارد ، و هر دو گداختن و ذبول اعصاب و نقصان « 10 » بسيار دارد ، امّا دقّ حارّ ، و لفظ دقّ موضوع بر

--> ( 1 ) . ل : متأدى ( 2 ) . ل و آ : جايى ( 3 ) . الف : منجمد ( 4 ) . ل و آ : داخل ( 5 ) . ل : - آن را متمدّد سازد ( 6 ) . ل : تسخير ( 7 ) . الف : بر ( 8 ) . ل : متأدى ( 9 ) . ل و آ : سبب قرب به دماغ است ( 10 ) . ل و آ : ذبول و نقصان اعضا